
I don’t know if you know
I don’t know If you know
(Translated from Farsi)
I don’t know if you know
that my summers each year
sound like your shouts
smell like your guilty hands
and have the color of the blood on my lips
I don’t know if you know
that my dreams every night
sound like the ticking of the clock on the wall
smell like the drops of gasoline on your hands
feel like the numbness in my legs
I don’t know if you know
that my summers each year
feel
like
an
endless
winter
I don’t know if you know
1 September, 2014, Amsterdam
نمی دانم تو می دانی
نمی دانم تو می دانی
که تابستان های من هر سال
صدای فریاد تورا دارند
بوی دستهای گناهکار تورا دارند
و رنگ خون بر لبهای مرا دارند
نمی دانم تو می دانی
که رویاهای من هر شب
صدای عقربهای ساعت بر دیوار را دارند
بوی قطرات نفت بر دستان تو را دارند
حس بی حسی پاهای مرا دارند
نمی دانم تو می دانی
که تابستان های من هر سال
حس
سرمای
بی پایان را دارند
نمی دانم تو می دانی
شهریور ۱۳۹۳، هوفدورپ